X
تبلیغات
در خلوت دل

در خلوت دل

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید. همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد : کهنه قالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم

کاسه وظرف سفالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم...

 

اشک در چشمان بابا حلقه زد

عاقبت آهی کشید،بغضش شکست

اول ماه است ونان در سفره نیست

ای خدا شکرت،ولی این زندگیست؟؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا ... مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت:آقا سفره خالی می خرید...

+نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت23:42توسط اشنا | |

 

آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم


آن توبه ی صد ساله شکستیم


از آتـــش دوزخ نهراسیم که آنروز


ما توبه شکستیم ولــــــی دل نشکستیم

 

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت23:41توسط اشنا | |

به سلامتی همه زندانیایی که سال تحویل رو دربند هستند به سلامتی

 

 سربازی که لحظه ی سال تحویل رو پست وایستاده به سلامتی اونی که

 

لحظه ی سال تحویل به ستاره ها نگاه میکنه چون سقفی بالا سرش

 

نیست به سلامتی اونایی که سال تحویل در بیمارستان هستند به سلامتی

 

 اونایی که سال تحویل بر مزار عزیزانشون هستند. و به سلامتی پدری که

 

 ساعتش رو میفروشه تا واسه شب عید ماهی و سبزه بخره تا جلو زن و

 

 بچش شرمنده نشه... به سلامتی اونایی که قلبشون شکسته و بغض

 

 گلوشون رو گرفته. سال تحویل رو به یاد هم باشیم

 

نوروز مبارک

+نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت5:9توسط اشنا | |